محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

575

تحفه خانى ( فارسى )

بود و اگر شخص مبتلا بذبول بانتهاى او رسد فلاح و نجات ازين مرض نيست و اگر حرارت مذكوره افناى قسم ثالث از رطوبت كند و شروع در افناى قسم رابع از رطوبت نمايد و اين مسمى باسم مفتت است و درين مرتبه شخص را بسيار كم ديده‌اند كه زنده باشد زيرا كه به مجرد شروع در قسم رابع شخص هلاك شده است و مجموع اين مراتب مذكوره را نيز دق مىنامند و اما حمى و تپ مركب ببايد دانست كه تركيب او از احتباس بعيده است مثل تركيب حمى دق با خلطى زيرا كه ميان خلط و حرارت متشبث به رطوبت اصليه مباعدت است و يا تركيب از اخباس متقاربه است مثل تركيب خلطى با خلطى ديگر كه خلط مغاير باشد مثل تركيب صفرا يا بلغم و يا تركيب از انواع يكى جنس باشد مثل تركيب غب لازم با غب داير زيرا كه حدوث هر دو از صفراست كه از انواع جنس واحد است كه خلط است و تفاوت و فوق نيست كه لازم غب لازم از تعفن صفرا در داخل عروق حادث شده است و غبّ داير از تعفن صفرا در خارج عروق و يا تركيب از اصناف نوع واحد است مثل تركيب غبّين خالصه يا غير خالصه و تفصيل احوال حميات و اسباب و علامت و معالجات مذكور مىگردد ان شاء اللّه . [ 206 ] مقاله در بيان حمى يوم و حمى يوم را از تقدم سبب او شناخته مىشود و حمى يوم را در . . . نافض و لرزانيدن در اكثر احوال نمىباشد و تكسر كه عبارت از درد استخوان است و كوفت نيز نمىباشد و نبض نيز مضغوط و او در ابتدا اكثر بسرماى اندك و قشعريره مىكند و اين بسبب ابخره متصاعد است و احيانا سرما قوت